![]() |
![]() |
|
|
دوستت دارم را برای هردویمان می فرستاد هم من،هم او خیانت میکرد یا عدالت....؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 19:49 توسط behnaz |
|
|
اینجا زمین است.... زمین گرد است.... تویی که مرا دور زدی،فردا به خودم خواهی رسید..... حال و روزت دیدنیست.... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 19:46 توسط behnaz |
|
|
به او که فکر می کنم بی اختیار به حماقت خودم لبخند می زنم سیاه لشگری بودم در عشقش و فکر می کردم بازیگر نقش اولم افسوس.... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 19:41 توسط behnaz |
|
|
چه تلخ محاکمه میشوند پاییز و زمستان که برای جان دادن به درخت، جان می دهند و چه ناعادلانه کمی آنطرف تر همه چیز به اسم بهار تمام می شود.... جاودان باد سایه دوستانی که شادی را علتند نه شریک و غم را شریکند نه دلیل..... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم فروردین 1391ساعت 23:11 توسط behnaz |
|
|
زندگی "باغی" است که با عشق "باقی" است "مشغول دل" باش نه "دل مشغول" بیش تر "غصه های ما" از "قصه های خیالی ماست" پس بدان اگر "فرهاد" باشی همه چیز "شیرین" است |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 20:43 توسط behnaz |
|
|
مرداب به رود گفت:چه کردی که زلالی؟ گفت: گذشتم... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 20:23 توسط behnaz |
|
|
دلم گرم خداوندیست،که با دستان من،گندم برای یاکریم خانه میریزد!
چه بخشنده خدای عاشقی دارم،که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم.
دلم گرم است
میدانم بدون لطف او تنهای تنهایم.
برایت من،خدا را آرزو دارم......
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 10:34 توسط behnaz |
|
|
از این تصمیم بیهوده چه چیزی قسمتم بوده تو خواهش میکنی اما نمیتونم که برگردم من از دست رفتم و انگار نمی بینی پر از دردم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم بهمن 1390ساعت 23:4 توسط behnaz |
|
|
حقیقت داره یا خوابه که دستات توی دستاشه محاله اون نمی تونه مثله من عاشقت باشه باهاش خوشبخت و آرومی سرت رو شونه ی اونه یه روزی ماله من بودی ولی اینو نمی دونه که دست تو، توی دستای منم بوده بهش بگو که آغوشت یه وقت جای منم بوده بگو چی بین ما بوده،سر عشقت چی آوردی اونم حرفاتو باور کرد،واسه اونم قسم خوردی منو یادت میاد یا نه؟؟؟؟؟؟همون که عاشقش بودی چقدر راحت یکی دیگه جامو پر کرد به این زودی چقدر راحت یکی دیگه جامو پر کرد به این زودی |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 0:2 توسط behnaz |
|
|
کاش همیشه در کودکی می ماندیم تا به جای دلمان سر زانوهایمان زخم می شد...... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 1:13 توسط behnaz |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390 اسفند 1389 |
| پیوندها |
|
raha eshgh khanevade zendegi shayad mandegar اسطلبر دیار مهر و مهربانی عاشقا همیشه دیوونن شهر سمی صوفیا خودمونی دلواپسی های شبانه من+تو=ما |
|
RSS
|